محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء )
74
رستم التواريخ ( فارسى )
زنان ماهپيكر سيماندام سروقد گلرخسار سمنبرش در آن درياچه ، به شناورى و آببازى ، مشغول و در هواى گرم ، يعنى در فصل تابستان ، آن سلطان جمشيدنشان ، در ميان آن درياچه ، بر نشيمن شاهنشين ، بر لب حوض يشم پرماء معين و جواهر ثمين ، جلوس ميمنتمأنوس مىنمود . و آن حوض يشم پر از جواهر الوان آبدار شفاف و مملو از آب جانبخش مروّق به گلاب و عرق بيدمشك مضاف ، از فيض نظر آن بهشتى سرشت رشك كوثر و تسنيم آن سرابوستان پرگل و رياحين ، از فيض وجود ذىجود آن رضواننزهت غيرت جنات نعيم و آن محسود خواقين زمان خود ، از تماشاى آنها در وجد و سرور و از اندوه و غصه ، دور مىبود . حجرهء وسيعهاى كه طاق آن بسيار مرتفع بود ، ساختند و دو ستون زراندودهاى در ميانش از ديوار به ديوار قرار دادند و مهدى زرين ، با طنابى ابريشمين بر آن ستونها بستند . و آن سلطان جمشيدنشان ، با همسران حوروش خود در آن مهد ناز مىخوابيدند و آن را كنيزكان ماهرخسار ، به سوى هوا مىجنبانيدند . و در حجرهء وسيعهء بلند طاق ديگر ، حلقهاى زرين چند بر سقف آن نصب نموده بودند و نشيمنى از چرم زراندوده با طنابهاى ابريشمين بر آن بسته و بر آن حلقههاى سقف ، نصب بسته و آويخته بودند كه گاهگاهى آن انجب ملوك ، دلبند خود در آن مىنشستند و لعبتان سمن بر گلرخسار ، آن را به جانب بالا ، حركت مىدادند و آن را راحتخانه مىخواندند . در آن سراى بهشتمانند ، حجرهء دلگشايى ساختند و مكانى عميق در آن بنا نمودند ، از دو طرف ، سراشيب كه دهنهء بالاى آن هفت زرع و دهنهء زير ، يك زرع و از بالا تا زير ، سنگ مرمر ، نصب نموده بودند . آن حجره را با زينت بسيار ساخته و پرداخته و آراسته و پيراسته بودند كه . . . آن را حظخانه مىناميدند . حجرهء مدوّرهء وسيعه در آن سراى پرنشو و نما ، با زينت بسيار ساختند كه گاهگاهى آن سرور سلاطين عهد خود با چهل - پنجاه نفر از زنان ماهطلعت حوراطوار پرىرفتار چشمجادوى هلالابروى مشكينگيسوى مهر صباحت طناز پرناز غمزهگر عشوهپرداز